اگر روزي با مرگ روبرو شدم كه مي شوم از او خواهش ميكنم كه دست از سر زندگي من بردارد. محسن بوتيمار 6/10/90
ديشب كه وارد بخش مديريتي وبلاگم شدم با كامنت آقايي بنام هادي مواجه شدم كه براي مطلبي بنام نقدي بر يك فيلم گذاشته بودند. كل نظر ايشان را در اينجا قرار ميدهم چون بعيد ميدانم دوستان ديگر بخواهند و يا وقت آن را داشته باشند كه به آرشيو نظرات در پستهاي خيلي دور بروند.
دوشنبه 5 دی1390 ساعت: 23:58 توسط:هادی
سلام،باید بگم خیلی حالت بده!!!،همه که مثل خودت و دار و دستت نیستن که نسبت به همه چی مشکوک باشن،این حالتم دست خودت نیست ،تو هم یه قربانیه بیچاره ای و .......بیخیال همچنان به حساب خودت به نقادیت بپرداز،این ره به ترکستان است....
وب سایت پست الکترونیک
در تاريخ 31/4/87 مطلبي را با توجه به برداشت شخصي خودم از ديدن فيلم - باج- محصول هندوستان نوشتم تا تمريني باشد براي نگاه موشكافانه باز هم از ديد خودم نسبت به يك فيلم. اما نميدانم چرا اين دوست عزيز بنده را اينگونه مورد عنايت خويش قرار داده اند؟شايد ايشان نسبت به سينماي هند علاقه شديد قلبي دارند و هرگونه نقد و نظري را عبور از خط قرمز تعيين شده قلمداد ميكنند. شايد هم بخاطر نوشته هايي باشد كه در پايان نقد ناشيانه ام در مورد حضور نوعي ديگر از استعمار انگلستان بر سرزمين و فرهنگ هندوستان بوده كه حال ايشان را پريشان كرده است. باز جاي شكرش باقيست كه در شروع فرمايشات شان به بنده سلام كرده اند.
اما در مورد دار و دسته: متوجه نشدم منظور از دار و دسته چه كساني هستند و مارك قربانيه بيچاره از كجا به اينجانب چسبيده است. و باز تشكر ميكنم از اين دوست گرامي كه دست مرا جهت نوشتن نقدهاي ديگر باز گذاشته اند. و حتي پايان مسير را برايم پيشبيني كرده اند.
و در پايان از آقا هادي سپاسگزارم كه قدم رنجه نمودند و به ستاره خاموش تشريف آورده و وقت گرانبهايشان را جهت مطالعه نوشته هاي اين حقير صرف كردند.
محسن بوتيمار(6/10/90)